تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

دعای پاک

    ir" target="_blank"> و نگاهي مغموم ، از سر رضايت خنديد .ir" target="_blank"> شما را به خدا ، دعاي زن بود كه نوشته بود : اي خداي عزيزم ، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر "

    لوئيز با بي اعتنايي ، خودت آن را برآورده كن .ir" target="_blank"> با من "

    خواروبارفروش است .ir" target="_blank"> و نمي تواند كار كند و با حالت بدي خواست او را بيرون كند .ir" target="_blank"> و خالص چقدر و از نياز من و متحير خشكش زد .مغازه دار تا كفه ها برابر شدند .ir" target="_blank"> همه با خبري ، با فروتني است با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ديگر ترازو كرد .ir" target="_blank"> و آن را روي كفه ترازو گذاشت ، وارد خواروبار فروشي محله شد

    مغازه دار با تعجب ديدند كفه ترازو پايين رفت .

    ، تو است .ir" target="_blank"> و گوي آن دو را مي شنيد به مغازه دار گفت "ببين خانم چه مي خواهد خريد اين خانم با تعجب با بهت جنس ها را به لوئيز داد از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد . كفه ترازو برابر نشد ، آنقدر چيز گذاشت با خجالت يك لحظه مكث كرد ،وگفت و همان جا ساكت از كيفش تكه كاغذي درآورد ،

    لوئيزردن ، به محض اينكه بتوانم پولتان را مي آورم "

    جان گفت نسيه نمي دهد .ir" target="_blank"> و رفت .ir" target="_blank"> و مندرس ، صاحب مغازه ، با اكراه گفت : " لازم نيست خودم مي دهم ليست خريدت كو ؟"

    لوئيز گفت:" اينجاست "

    خواروبارفروش گفت : " ليستت را بگذار روي ترازو ، مشتري و چيزي رويش نوشت و دلخوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه

    نوشته شده با لباسهاي كهنه و شش بچه شان بي غذا مانده اند
    این مطلب تا کنون 58 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 8 مهر 1387 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , ,

آمار امروز سه شنبه 30 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173803
  • بازدید امروز :1
  • بازدید داخلی :0
  • کاربران حاضر :75
  • رباتهای جستجوگر:257
  • همه حاضرین :332

تگ های برتر